از:
داکتر رووف روشان
در کارمل کوچه ای هست
همانند چند کوچهٔ دگر
نام این کوچه ، کوچهٔ دریا است
گل در گل سراپا است
ماهرویان رنگ به رنگ
جاده ها رنگارنگ
گلرخان دسته دسته
گل ها، گلدان گلدان باغچه باغچه
گلزار، گل در گل
عشق وهوس درجوشند در دل
رو به پایان، کوچه بدریا میرسد
رو به بالا ، زیبایی هرجا میرسد
در پایان کوچه شن سفید
شوریدگان را به دریا میبرد
دریای آرام، آرام آرام
ریزه ریزه موج میتراشد
که انگشت به ساحل بزنند
اندوه دل را به بحرکاهل بزنند
کوچهٔ دریا از خیابان دریا جدا میشود
موج گلش دیده را تماشا میشود
گل بر در
گل بر دیوار
گل از پایه ها آویخته
گل بر کتاره ها پیچیده
گل سرخ
گل بنفش
گل زرد
گل آبی
به هر رنگ، به هر شکل
گلدان های پاک را پوشیده
گل از پنجره ها سرکشیده
ستون ها و پایه ها را
چون جان جانان در بر کشیده
فروشگاه ها، مغازه های کوچک و رنگین
هنرهای زیبا را برای پاییدن و تزیین
از پشت و پیش ویترین
به نمایش گذاشته
سنگهای قیمتی و جواهر را
در زیور گذاشته
از سنگهای نیمه قیمتی پیکر تراشیده
به فروش گذاشته
از سنگ گل ساخته
از رخام و فیروزه پیکروزیورآراسته
اگر تو ای نگار نازنین
بخواهی دل بدریا بزنی
چشم به تماشا بزنی
بیا به کارمل بریم
|