فانوس در شبستان

از:
رؤف روشان

فانوس در شبستان
همانند ماه میدرخشید

فانوسی‌ از شیشه
شفاف چون مرمر

لبانش از یاقوت خام
و یا آتش در شام

فانوس بر شب و به دریای چشمان
خود میتابید

نگاهش همانند موج رم میکرد
بیقراری میکرد

چهره ی فانوس از شرم
از اشتیاق میگداخت
سرخ میشد و گلابی‌

و نور میتابید بر شبستان
و نگاه میبارید بر گلستان

در تابنا کی‌ آن نگاه
میشد عشق را دید و هوس را
و بر جاودانگی جاذبه ایمان آورد‌

حوت ۱۳۸۵
فریمانت، کلیفورنیا