از:
داکتر رووف روشان
ازین دیار ها گذشته ام
سرزمین های فقر و غنا دیده ام
اقلیم های خشم و گناه آزموده ام
دیوانه های قدرت
حاکمان خود کام
قدرتمندان بی لگام
خودخواهی های بی فرجام
دیده ام، شنیده ام
که آمده اند و شده اند
از خودکامگان
چیزی بجا نمانده است جز نام
و از نام ها
یکی محبوب یکی بد نام
زردشت به نکویی
و چنگیز به بدی
پیامبران به احترام
و اهل دل و اندیشه
به اکرام
بیادمانده اند،جاوید شده اند
آینشتاین میگفت
سرعت لایتناهی شود
زمان به هیچ میگراید
و انسان ها اندیشه کردند
در عمق و فلسفهٔ زمان
کسی فهمید زمان چیست
کسی نفهمید زمان چیست
در اعجاب عالم
در بستگی اجرام و ستاره ها
و سیاره ها
و ماهتاب ها
زمان را جستند
کسی زمان را یافت
کسی زمان را نیافت
آنرا جستند
در دماغ و اندیشهٔ آدمی
که قدرت آن محدود است
و سوالهای آن نا محدود
دیدندکه دماغ موج صدا را
موج نور و رنگ را
میشنود، میبیند
و لی آنگاه که دل آدمی
با یستد
همه چیز، زمان و مکان
زمین و جهان
همه هیچ است
و سرعت انهدام اندیشه
لایتناهی است
و زمان باز هیچ است
|