از:
داکتر رووف روشان
نقاش ازل
نقش های وافر آفرید
نقش عشق و هوس
نقش صلح و دوستی
به هر کدام رنگی داد
عشق را سرخ کرد
هوس را سبز
صلح را آبی
و دوستی را سپید
و آنگاه که انسان
به وسواس اهریمن
کینه را دریافت
رنگ ها را سیاه کرد
نقش ها را سیاه کرد
نقش ها را تباه کرد
اکنون درین ظلمتکده
تاریکی است
سیاهی است
فانوسی بکار است
از شیشه خانهٔ دل
تاریکی را بزداید
زلالی بکار است
ازچشمهٔ علم، از منبع امید
ازدریای عرفان
سیاهی را بشوید
رنگ عشق و دوستی را تازه کند
صلح را زنده کند
جهان را تابنده کند
|