از:
داکتر رووف روشان
اگر برگ گل شدم
تو رنگم شدی
وگربال پروانه
تو نقشم شدی
بهار شدم، نسیمم شدی
وگر گل شدم، شمیمم شدی
آسمان شدم، مهرم شدی
استاره شدم، تو ماهم شدی
از عشق سرخ شدم
سبز شدی، شاد شدی
دیوانه شدم، سنگ شدی
تصویر شدم،رنگ شدی
وگرمستی شدم، شرابم شدی
خرابت شدم، سرابم شدی
به چشمت سوگند
بهارم بودی، بهارم شدی
خرابت بودم، خرابت شدم
و تو خندیدی، رمیدی
به مستی، مستی دوری گزیدی
و مرا با تحفه ای
از عشقکدهٔ دل در دست
بجا گذاشتی
تنها گذاشتی
|